تبليغاتX
وبلاگ شخصی علی محمدی

وبلاگ شخصی علی محمدی

يا راهي پيدا مي كنم؛ يا آن را پديد مي آورم.

از کودکی ام هر چه می خواستم دیر یا زود برایم مهیا می شد. مثلا آرزو می کردم یک دوچرخه داشته باشم، یک ماشین کنترل سیمی داشته باشم و حداکثر پس از ۲ تا ۳ ماه برایم خریداری شده و یا به من هدیه داده می شد. بزرگتر که شدم (تین ایجر) با خودم تصور میکردم که شاید من خیلی خوبم و یا اینکه پدر و مادرم با توجه به اینکه نزدیکترین افراد به من هستند، هر چه بخواهم می دانند! و برای من خریداری کرده و یا اینکه به دیگران می گویند برایم بیاورند (این تفکر خیلی جالب بود که انها به دیگران پول داده و دیگران برای من، آنچه را که می خواهم می خرند!) کمی بزرگتر که شده و به سنین جوانی پا گذاردم، دیدم تبدیل به یک انسان مستجاب الدعوه شده ام. هر چه از خدا و از دنیا می خواهم برایم فراهم می شود. چه فراهم شدنی، با اطمینان خاطر آرزو می کردم (هدف بر می گزیدم) و مطمئن بودم که آن آرزو برآورده می شود. راستش به خودم می بالیدم و در عین حال می ترسیدم نکنه من خیلی خوبم یا اینکه نه… خیلی بدم! که خدا هر چه می خواهم به من می دهد. گذشت و گذشت تا اینکه ۴ سال پیش در یکی از سمینارهای — مطلبی در مورد قانون جذب شنیدم و خیلی علاقمند شدم. نگو که من در این سالهای عمرم، قانون جذب را ندانسته رعایت می کرده ام. قبل از اینکه هر چیزی را داشته باشم، آنرا در ذهن خود تجسم می کردم. از آن پس خیلی در مورد این قانون و بازتاب آن در رندگی انسان تحقیق کردم. سمینارهای مختلف شرکت کردم، مطالب مختلف خواندم و با افراد مختلف در این مورد به بحث وتبادل نظر نشستم فیلم راز هم که تحقیقات مرا کامل کرد.

در آخر به این نتیجه رسیدم که :

قانون جذب در زندگی با قوت تمام جریان دارد. چه بدانیم و رعایت کنیم و چه ندانیم و باز هم رعایت کنیم

چطور ما نیروی جاذبۀ زمین را که نمی بینیم باور داریم ؟ چطور قانون عمل و عکس العمل نیوتون را قبول داریم ؟ چطور است که در مورد قانون سرعت و رابطۀ آن با شتاب شکی نداریم ولی بعضی اوقات، قانون جذب را نادیده می گیریم ؟

من وقتی چیزی از این دنیا می خواهم، با انرژی سرشار و یقین به عملی شدن آن نیت کرده و هدف خود را در مغز خود و سپس بر روی کاغذ پیاده می کنم. هر روز آنرا تصور کرده و به عنوان دوستم در کنار خود احساس می کنم. اینگونه است که گویی من به هدفم دست یافته ام منتها نه الآن چند صباحی دیگر. کمی بعدتر، در آینده ای بسیار نزدیک. و خیلی جالب است که بی برو برگرد پس از اندی خود را به هدف دست یافته می بینم. چطور است که اینگونه می شود ؟ زیرا قانون جذب وجود دارد. من جذب می کنم.

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 23:11  توسط علی محمدی  | 

قانون جذب یا قانون  یقین چیست؟

مقدمه

به جملات ، ضرب المثل ها و شعرهای زیر دقت کنید و ببینید آیا می توانید پیام پنهان در آنها را دریابید:

 

دوش بامن گفت پنهان کاردانی تیز هوش

وزشما پنهان نشاید کرد سرمی فروش

گفت آسان گیر برخود کارهاکز روی طبع

سخت می گیردجهان برمردمان سخت کوش

 

شعر بالا از حافظ است و بخصوص بیت دوم بیشتر مورد نظر ماست. معنای ظاهری و ساده این بیت می شود:

دنیا و هستی از روی طبیعت و ذات خود برای کسانی که آن را سخت و پیچیده فرض می کنند سختی و پیچیدگی بیشتری فراهم می سازد و برای آنها که امورات را ساده و حل شدنی و قابل عبور فرض می کنند شرایطی ساده و فارغ از هر گونه پیچیدگی و سختی مهیا می سازد.

یعنی هر طوری که با عالم و کاینات برخورد کنی همانطور جواب می گیری!

همینطور به جملات و مثل های زیر دقت کنید:

بخند تا دنیا به رویت بخندد!

مار از پونه بدش می آید ، در لانه اش سبز می شود!

کبوتر با کبوتر ، باز با باز -  کند همجنس با همجنس پرواز

درخت از ریشه اش آب می خورد آدمیزاد از باطنش

 

همینطور از حضرت علی (ع) نقل شده است که:

در امور زندگی خود تفكر كن،آرام باش، توكل كن و  سپس آستين ها را بالا بزن؛

خواهي ديد كه خداوند زودتر از تو دست به كار شده است.

و مولانا می گوید:

پس زبان همدلی خود دیگر است

همدلی از همزبانی خوش تر است

 

و از همه زیباتر در قرآن کتاب مقدس مسلمانان آمده است:

و قال ربکم ادعونی استجب لکم

پروردگار شما گفته است : مرا بخوانید تا خواسته هایتان را اجابت کنم و برآورده نمایم .

و در حدیث قدسی آمده است که خداوند می فرماید:

هر کس یک وجب به سوی من آید یک گام به سوی اوخواهم رفت و هرکس گامی به سوی من آید، دو گام به سویش برخواهم داشت و هر کس آهسته به سویم آید، شتابان به جانبش خواهم رفت.

اکنون دوباره جملات  بالا را یکبار دیگر بخوانید و ببینید آیا می توانید آن نکته ظریف و طلایی پنهان در لابلای این جملات را پیدا کنید؟

آنچه از این جملات دریافتید همان  قانون جذب یا قانون یقین است.  قانون جذب می گوید:

وقتی به چیزی فکر می کنی ، چه آن چیز را بخواهی و چه نخواهی ، همین فکر کردن وهمین  تمرکزکردن روی آن چیز باعث می شود که بلافاصله در بخشی از کاینات آن چیز واقعی شود!

این یعنی ما انسان ها در درونمان از یک قابلیتی برخورداریم به نام قدرت تبدیل فکر و نیت به اشیا و اتفاقای حقیقی و واقعی و فیزیکی!

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت 19:13  توسط علی محمدی  | 

سخنرانی دکتر آزمندیان

ای نسخه ی نامه الهی که تویی ای آینه ی جمال شاهی که تویی

بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

تمام انسان های موفق تاریخ اینگونه به وجود آمدند : روزی به خود آمدند و از فضایی از غفلت ها بیرون آمدند و فکر کردند « من برای آینده ام باید چه کار کنم؟! » و بعد تصمیم گرفتند « زیرا تاتصمیمی اتخاذ نشود ، تغییری در زندگی رخ نمی دهد »

این یک قانون است.

اگر انسانی یک روزی بیاید و از نو یک نظام تفکری را بنیان گذاری کند، این انسان از نو خلق شده است.

( گوشت و پوست و استخوان را همه دارند!! )



آنچه را که امروز تو را از گذشته ات متفاوت و متمایز می کند، خلق و بازسازی و نوسازی نظام تفکر توست که امروز در این فضای الهی صورت می گیرد

« آری به گونه ای دیگر هم می توان زیست »



نقش اصلی تو هستی و تو آنرا ایفا می کنی نه پدر،مادر،جامعه،شهر،نظام حکومتی و .... .«غفلت ها از نقطه ای آغاز می شود که خود را نشناسی و ناموفقیت ها را به گردن دیگران بیندازی»

انسانها به 2 دسته تقسیم می شوند: 1- هوشیار در وادی زندگی 2 -غافل در وادی زندگی («تئوری غفلت و هوشیاری»)

«یک انگشت اتهام و تقصیر به سوی دیگران= سه انگشت اتهام به سوی خود»

«تنها رسالت انسان در زندگی = اطاعت از قانون مندی های جهان هستی»

انسان غافل می گوید چرا .چرا پول ندارم؟ چرا خواستگار ندارم؟ چرا مملکت اینگونه است؟

انسان غافل فقط در وادی گذشته ها نشسته است و در حسرت گذشته ها



انسان هوشیار ، همواره تمام نگاهش به آینده های یک زندگی است

زین همه طراوت ار چه رو نهان کنی شِکوه تا به کی ز جور این و آن کنی

دل غمین به گوشه ای چرا نشسته ای جان من مگر تو عمر جاودان کنی

تا کی تو چنین باشی عمری دل غمین باشی گلگشته چمن بهتر! یا گوشه نشین باشی؟

تا کی باید باشی افسرده در بند دنیا خندان روش چون گل ، تا بینی لبخند دنیا

بهترین راه برای شناسایی انسانهای غافل و هوشیار :« چه فکری به حال فرداهای زندگیت کرده ای؟ »

طراحی اهداف آینده ==> نشانه ی انسان هوشیار

اشتباه انسان غافل انداختن تقصیرات به گردن تقدیر و قسمت است

انسانها تدبیر می کنند تا اینکه خداوند تقدیر کنند « العَبدُ یُدبّر و الله یُقدّر »

چون تو می خواهی خدا خواهد چنین می دهد هر آرزویی متقین

گمشده در بیرون نیست ، در درون انسان است

«برای اینکه دنیای بیرون تو عوض شود ، تو باید تغییر کنی »

مولانا : بیرون ز تو نیست آنچه در عالم هست از خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی

بیرون قدم نه از حول آفاق تو پیش از اینی،تو بیش از اینی

بینی جهان را خود را نبینی تا چند جانا غافل نشینی

انسانی فردا به دستاوردی می رسد که امروز رویایی در سر داشته باشد(علم،ثروت،سیاست،قدرت،حکومت)

انسانها هر آنگونه که فکر می کنند ،زندگی می کنند

جهان هر کس به اندازه وسعت فکر اوست

« فقر در دنیای یک فقیر حاصل اندیشه های فقیرانه اوست »

تو چون می کنی اختر خویش را بد مدار از فلک چشم نیک اختری را!!

عیسی مسیح : " بخواهید ، به دست می آورید؛ بپرسید ،جواب می گیرید؛ بجویید، پیدا می کنید و بیندیشید،خلق می کنید "

« لَیسَ للانسان الاّ ما سَعی »

بُود خار و گل با هم ای هوشمند چه در بند خاری، توگل دستبند

گرت عیب جویی بُود در سرشت نبینی ز طاووس جز پای زشت

پول چرک کف دست نیست!! نمادی از نعمت و رحمت خداست

به قول آمریکایی ها : هر آنچه را محکوم کنی از دست می دهی و هر آنچه را دوست بداری به دست می آوری

انسان رهبر ارکستر زندگی است و همه کائنات به رهبری انسان می نوازند

کیفیت زندگی هر شخص ، کیفیت باور اوست

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 20:58  توسط علی محمدی  | 

هدف . انگیزه . ایمان . موفقیت .

سلام دوستان

جملاتی که در زیر می خوانید برگرفته از سمینار تکنولوژی فکر دکتر آزمندیان است .امیدوارم با خواندن این عبارات راه موفقیت را بیابید و تحولی در خود احساس کنید.

زندگی قشنگ ترین واژهء  انسان است .

انسانی فردا دستاوردی بدست می آورد, که امروز رویایی داشته باشد.

جهنم خدا در سرای آخرت , جزای انسانهای است که در این دنیا بد زندگی می کنند.

هیچ چیز در دنیای هستی بعد از خدا زیباتر از انسان نیست .

اگر تو برای فرداهایت فکر نکنی ,شیاطین برای تو فکر میکنند .

تا تصمیمی اتخاذ نشود, انسان چیزی بدست نمی آورد.

سرنوشت ما از قبل توسط خدا رقم زده نشده است .ما خود سرنوشت خود را تعیین میکنیم .

ان الله لا یغیر بقوم حتی یغیر بانفسهم .

و ما هر چه در کائنات و زمین است برای تو مسخر کردیم .(قرآن کریم )

انسانها همانگونه که فکر کنند زندگی می کنند.

تمام آینده های زیبای تورا ,اندیشه های امروز تو می سازد.

برای اینکه یک فرد جذاب را جذب کنی ,خودت باید جذاب باشی .(ضرب المثل آمریکایی )

فقر در زندگی یک انسان فقیر, حاصل اندیشه های فقیرانه اوست .

قانون لیاقتها: جهان هستی آنچه به تو می دهد, که لیاقت آن را داری ,نه آنچه راکه لازم داری .

باید که جمله جان شوی        تا لایق جانان شوی .

ثروت : هر دستاوردی در دنیای یک انسان ,ثروت است .

فقر عامل روسیاهی انسان در دنیا وآخرت است . (رسول اکرم (ص))

انسان همانطور که باور کند زندگی می کند.

اگر زندگی شما ارزش زندگی کردن را دارد ,حتما ارزش نوشتن را دارد.

اصل انتظار: به آدمها آن می رسد, که منتظرش هستند.

کائنات: هر چیز غیر از خدا و تو.

کائنات خدا به انتظارهای تو جواب می دهد.

تا کی در انتظار قیامت توان نشست           برخیز و قیامتی به پا بکن

کی با من ,من باکی :فرق در دو باور.آیا دنباله رو است یا رهبر.

اگر گویی که بتوانم ,قدم در نه که بتوانی      اگر گویی که نتوانی, برو بنشین که نتوانی

از کوزه همان تراود که در اوست .

هر آنچه را که محکوم کنید, از دست میدهیدش و هر آنچه را که به آن عشق بورزی ,بدست می آوریش .

انسانها هر آنچه را که باور کنند ,خلق می کنند.

اگر می خواهی ببینی که دیگران نسبت به تو چه احساسی دارند,ببینید خود چه احساسی نسبت به خود دارید.زیرا دیگران وقتی در تو نگاه میکنند, نسبت به تو آن احساسی را دارند, که تو نسبت به خود داری .

عقاب ,عقابها را به خود جذب می کند ; اردک ,اردکها را.

فتبارک الله احسن الخالقین .

عاملی که فردی را جذب می کند, لزوما فیزیک انسان نیست . زیرا صورت انسان آینه تمام نمایی از درون اوست .

خدا سه چیز خلق کرد: انسان ,کائنات و قانونهای طبیعت .خدا خطاب به انسان میگوید: ای انسان اگر تو قانونمندیهای دنیا را یاد بگیری , در دنیا به همه چیز می رسی و در آخرت به بهشت می روی .

چون به دریا می توانی راه یافت        سوی یک قطره چرا باید شتافت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم فروردین 1388ساعت 8:58  توسط علی محمدی  | 

نکاتی درباره عقد قرارداد
منبع:http://www.about.com سرمایه
ترجمه:ستیلا باسقی ـ همه ما در زندگی شخصی و حرفه ای خود ناگزیر از عقد قراردادهای مختلف هستیم. خانه می خریم، استخدام می شویم، ازدواج می کنیم، اتومبیل قسطی می خریم، در انجام یک پروژه با فرد یا شرکتی شراکت می کنیم، از یک کشور خارجی یک کالا یا خدمت می خریم و... امروزه قراردادها جای قول و قرارهای شفاهی را گرفته و هر روز شکل جامع تر و مفیدتری به خود می گیرند. در اینجا به چند نکته هنگام عقد قراردادهای بازرگانی اشاره می کنیم. رعایت این نکات شما را در تنظیم قراردادهای صریح، جامع و کامل در عین خلاصه بودن یاری می کند. در شماره های آتی به بایدها و نبایدهای آن می پردازیم: صراحت داشته باشید: قرارداد الزاماً نباید حاوی کلمات حقوقی باشد. بهترین قراردادها، روشن، صریح و متمرکز بوده و حاوی شیوه نگارشی ساده هستند تا باعث ابهام نشوند. به عنوان مثال، ممکن است در حال برنامه ریزی برای انجام یک رویداد بوده و نیازمند دریافت 150 جدول در زمان خاصی باشید بنابراین به بیان یک تاریخ کلی بسنده نکنید بلکه حتی دقیق تر عمل کرده و به ساعت تحویل جداول نیز اشاره کنید و از بیان عبارات کلی مثل �بامداد روز سوم خردادماه� بپرهیزید. به این ترتیب تکلیف هر دو طرف روشن خواهد بود. با وادار کردن طرفین به دقیق تر بودن در آغاز کار از بروز بحث و جدل در مراحل بعدی جلوگیری خواهید کرد.
خواسته های خود را به روشنی قید کنید: هرگز فرض نکنید طرف مقابل شما به شرایط شما آگاهی کامل دارد. همواره خواسته های خود را مشخص کنید. اگر پیش نویس قرارداد ندارید، سرفصل خواسته ها و شرایط خود را فهرست وار پیش از مذاکره یادداشت کنید.دانش خود را از قوانین کامل کنید: ممکن است قوانین محلی، کشوری و بین المللی به قرارداد شما مربوط شوند. از توافق قراردادتان با مقررات و قوانین موجود اطمینان حاصل کنید به طور مثال اگر می خواهید چیزی را به صورت لیزینگ خرید کنید از قوانین مربوط به اجاره و تملیک آگاهی یابید. با اتاق بازرگانی و دیگر سازمان های مربوط در ارتباط باشید.
قرارداد را به دقت مطالعه کنید: تمام قرارداد را پیش از امضا کردن به دقت و کامل مطالعه کنید و هیچ چیز را نفهمیده رها نکنید. عباراتی مثل: فکر کردم، نمی دانستم یا خیال می کردم، عبارات محکمه پسندی نیستند خصوصاً اگر نکات مورد دعوی در متن توافقنامه واضح باشند.از مشورت با وکیل غافل نشوید: مذاکره برای رسیدن به خواسته ها در یک قرارداد، یک مهارت حرفه ای است. نکاتی را که مایلید در قرارداد دارای انعطاف باشند پیش از مذاکره یادداشت کنید. اغلب افراد به علت کوچک بودن معامله یا کسب و کار خود از مشاوره با وکیل غافل می شوند و فقط بعد از امضای قرارداد و وقتی با مشکلات مواجه می شوند به یاد وکیل می افتند.
هنر گوش کردن در مذاکره
ترجمه: وفا غفاریان
مذاکره، فرآیند دستیابی به تصمیم مشترک از طریق مفاهمه است. بدون مفاهمه، هیچ مذاکره ای وجود ندارد. بررسی های بعمل آمده نشان داده که نارسایی در ادراک و مفاهمه عمده ترین دلیل شکست مذاکرات است.
مفاهمه موثر به دو عامل نیازمند است: گوش دادن و فهمیدن. برای فهمیدن انسان می بایستس گوش بکند. با فراگیری چگونه شنیدن، شما قادر خواهید شد درک خود از مطالب را بهبود بخشیده، از سوء تفاهمات جلوگیری کرده و توانمندی های خود در مذاکره را افزایش دهید.
گوش دادن یک هنر فراموش شده است. حرف زدن، راحت تر، کنترلش آسان تر و فراگیری ان ساده تر است، کار گوش دادن سخت و غیر ملموس است.

مذاکره با هیاتهای خارجی؛ ظرافتها، مشکلات و راه حل ها
 
دکتر مسعود حیدری
مدیران در انجام وظایف خویش نقش های  متعددی را ایفا می کنند. نقش هدایت، دیده بانی، شریفات، ترویج و نقشهای دیگر که طبیعت کار آنها اقتضا می کند.
مذاکره نیز یکی از نقشهای بسیار مهمی است که مدیران بخش قابل ملاحظه ای از وقت خود را به آن اختصاص می دهند. مذاکره با بانک به منظور تامین منابع مالی مورد نیاز سازمان، مذاکره با فروشندگان مواد اولیه و قطعات مورد نیاز برای تولید، مذاکره با خریداران عمده و کارفرمایان طرف شرکت به منظور فروش محصولات، مذاکره با مسئولان دولتی برای دریافت تسهیلات لازم و احتمالا فرصتهای مطروحه و همچنین مذاکره با سهامداران، رقبا، مدیران، همکاران و کارکنان، به منظور جلب همکاری آنها، همه تلاشهایی هستند که مدیران به قصد توفیق و حصول نتیجه، وقت زیادی از خود صرف آن می کنند. اگر مدیران را در نقش اصلی خود یعنی �عامل تغییر� ببینیم، مذاکره یکی از زیر نقشهای مهمی است که مدیران برای تغییر وضعیت موجود سازمان خویش و آفرینش وضعیت مطلوب ناچار به ایفای آن می باشند. 

دریافت متن کامل مقاله
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 2:15  توسط علی محمدی  | 

::ارتباطات و مدیریت(قسمت اول)
www.zibaweb.com
1. فرآيند ارتباطات
معني و اهميت واژه ارتباطات، در مدیریت چيست؟ارتباط كاركنان، روندي مداوم بوده و مستلزم وجود مهارت در ارسال و دريافت پيام است. واژه ارتباطات به مفهوم انتقال اطلاعات از يك فرد به فردي ديگر و درك آن، توصيف شده است. اين فرآيند به عنوان مسئوليت يك مدیر، گاهي اوقات ((ارتباطات كاركنان)) ناميده مي شود. هر چند كه فرايند ارتباطات بين مدیران با يكديگر و نيز بين مدیران میانی و مدير ارشد نيز از اهميت مشابهي برخوردار است

 واژه ارتباطات به ندرت براي توصيف ابزارهاي الكترونيكي و مكانيكي انتقال و در يافت اطلاعات مثل: روزنامه، نشريه خبري، چاپگرهاي رايانه اي، راديو، تلفن و فيلم هاي ويدئويي به كار مي رود. ارتباطات كاركنان، داراي خصوصيات و محدوديتهاي فراوان اما ظريف و پيچيده اي است و به همين علت بايد با دقت هدايت شود.براي اينكه افراد منظور شما را دريابند، چه كمكي مي توانيد به آنها بكنيد؟
براي شروع، نگران مطالبي كه گاه و بي گاه گفته ايد نباشيد. حتي ميتوانيد از يك كارمند بخواهيد كه حرفهاي شما را تكرار كند. تمرين ديگر اين است كه كاركنان را به سئوال كردن وا داريد. اين كار، نقاط ضعف و درك افراد را براي شما روشن خواهد كرد، اما بهترين توصيه اين است كه دقيق باشيد و از بيان عبارت نارسا و به كار بردن مفاهيمي كه باعث ابهام ميشوند، خودداري ورزيد.
به جاي اينكه بگوييد :((شتاب دستگاه را كمي اضافه كن.))
بگوييد : ((من ميخواهم دور اين دستگاه در هر دقيقه بين 1900 تا 2100 باشد.))
به جاي اينكه فرمان بدهيد : ((اين مطلب را هر چه زودتر تايپ كن.))
بگوييد :((من تايپ شده اين نامه را تا ساعت 2 بعد از ظهر امروز احتياج دارم )).
به اين ترتيب انتظارات شما از لحاظ كميت، كيفيت و استانداردهاي زماني دقيقاً مشخص مي شوند.
ارتباطات چگونه سازمان را فعال مي كنند؟
سازمان با تامين ارتباط بين طرح ها و عمليات، فعال مي شود. شما ممكن است نقشه هايي بزرگ و كاركنان خوبي داشته باشيد، اما تا هنگامي كه كاري انجام نشود، در حقيقت چيزي نداريد. بدون ارتباط مؤثر، نه انگيزش و نه رهبري كاري از پيش نمي برند. اين همان چيزي است كه آغاز كننده اصلي است و نقشه ها را به تعاماًَ به اجرا در مي آورد. مدیران شايسته، ارتباط كاركنان را به خوبي مي شناسند. آنها مي دانند كه تصورات كاركنان از رهبرانشان به چگونگي رد و بدل كردن اطلاعات در فرآيند ارتباطات بستگي دارد. چنانچه كاركنان از احساسات و خواسته هاي شما اطلاع نداشته باشند، بهترين ايده هاي مديريتي در دنيا بي فايده است. ارتباطات خوب، به خصوص وقتي یک مدیر در حال پروش روحيه جمعي است يا وقتي كه كاركنان به واسطه تغييرات سازماني پي در پي، يا تنگناهاي اقتصادي، احساس ناامني و تهديد مي كنند، از اهميت زيادي برخوردار است.
منظور از فرآيند ارتباطات چيست؟
ارتباطات در مفهوم وسيع، سلسله اقداماتي است كه موجب مي شوند ايده اي از ذهن يك نفر به ذهن ديگري انتقال يافته، درك شده و به اجرا درآيد. عامل اساسي در تمام ارتباطات انساني اين است سرپرست ها براي تاثير بيشتر، بايد با كاركنان رابطه اي نزديك برقرار سازند، نسبت به برداشتهاي ديگران از اطلاعات و عقايد، حساسيت نشان دهند و حرفهايي را كه ممكن است باعث كندي روند كار شوند، به حداقل برسانند. اين كار مستلزم آن است كه مدیران مهارت بيشتري در به كار گيري كلام و نوشته (علايم غير كلامي كه از چهره و بدن به ديگران منتقل مي شود) داشته باشند. آخرين- و نه كم ارزش ترين- توصيه اين است كه به مدیران توصيه مي شود مهارت خود را در دريافت اطلاعات از ديگران كه لازمه آن گوش دادن مؤثر و توجه به واكنش ها و سؤالات است، افزايش دهند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 2:0  توسط علی محمدی  | 

::مشتری شناسی
منبع : سایت تخصصی مهندسي صنايع و مديريت
در جهان کنونی دیگر نمی توان حیطه "بازاریابی و فروش" را با ابزارهای محدود گذشته تعریف کرد، بلکه باید با روش های علمی و تعاریف جدیدی که در حوزه بازاریابی و فروش مطرح گردیده است، آشنا شد و در مقام عمل، آنها را به کار بست. تجربه های تاریخی نشان می دهند آنان که از منظر سنتی و تجربی و با نگرشی سطحی به مفاهیم مشتری، کالا، بازار، فروش، خرید، رقابت، تبلیغات، کیفیت، و... نگاه کرده و می کنند. ضمن آن موفقیتی در این راه بدست نیاورده اند، بلکه سرمایه های خود را نیز از دست داده اند. در بررسی وضعیت این گونه بنگاههای اقتصادی مشخص شده است که سرمایه گذاری و تولید کالا و نیز خدمات، بدون در نظر گرفتن مبانی علمی بازاریابی و فروش، منشأ این عدم موفقیت بوده است. 
 
در گذشته اگر تولید و عرضه کالا محدود بود، امروز دیگر برای تولید هیچ محصولی محدودیت وجود ندارد. بازارها گسترش یافته اند، رقابت ها فشرده و تنگاتنگ شده اند و نقش مشتریان از حالت پیروی از تولیدکنندگان به هدایت سرمایه گذاران، تولیدکنندگان و حتی محققان و نوآوران مبدل گشته است. بدین ترتیب، مفهوم بسیاری ار واژه های متداول در امر بازاریابی و فروش گسترده تر و کامل تر شده اند و در برخی موارد نیز مفاهیم جدیدی به این مباحث اضافه گردیده است.
نکته اساسی که در بحث های علمی بازاریابی و فروش مطرح گردیده است، سمت و سوی کلیه فعالیتهای بنگاه اقتصادی برای تامین نیازهای مشتری و کسب رضایت و اعتماد اوست. مطلبی که در گذشته کمتر بدان کمتر توجه شده و یا لااقل از چنین جایگاه مهمی که تمام فعالیتهای یک بنگاه اقتصادی را تحت تاثیر خود قرار دهد، برخوردار نبوده است. در این چارچوب، مشتری فرد فاضل، هوشمند و دانایی است که درباره تامین نیازهای خود بخوبی مطالعه و بررسی می کند. بازار گسترده و کالاهای متنوع در اختیار دارد و با توجه به امکانات و استعداد خود به مقوله های قیمت، مرغوبیت، کیفیت و... توجه می کند و برای هر یک از این موارد ارزش گذاری می نماید. با رفتارهایی که از خود نشان می دهد، امکان موفقیت یا عدم موفقیت یک بنگاه اقتصادی را فراهم می سازد. زیرا در محدوده علمی بازاریابی و فروش، سرمایه گذاران، مدیران، عوامل تولید، مهندسان و کارشناسان موفقیت خود را مرهون کسب رضایت و اعتماد مشتری می دانند. بدین معنا که سرمایه گذاران با بررسی در خواست ها و رفتارهای مشتری، نسبت به هدایت سرمایه های خود در بخش های تولیدی و خدماتی علاوه بر تضمین سرمایه، منافع بیشتری را عاید خویش می کنند. مدیران نیز با تامین خواسته های مشتری به حیات اقتصادی بنگاه تداوم می بخشند و با خاطری آسوده به برنامه ریزی های درازمدت می پردازند و ضریب موفقیت خویش را افزایش می دهند. عوامل تولید با توجه به خواستها و نیازهای مشتری در تولید محصول با کیفیت موفق می شوند تا توانایی های فنی و اجرایی خویش را افزایش دهند. مهندسان و کارشناسان با بهره گیری از ایده ها و پیشنهادهای مشتری، اطلاعات مناسبی را برای طراحی، سازماندهی، اصلاح و بهبود تلاش ه در حوزه فعالیتهای خرد و کلان اقتصادی، سبب گردش سرمایه، افزایش تولید، ایجاد اشتغال، مبادله کالا ( واردات و صادرات)، فعالیتهای خدماتی، تحقیقاتی و توسعه ای و... خواهد شد که سامان یافتن و رونق اقتصادی هر جامعه را به دنبال می آورد.
مشتری گرایان با درک صحیح از مفهوم مشتری و توجه به تامین نیازها و استعدادهای وی و نیز همسویی با نظرها و آرای او به ساماندهی بنگاه اقتصادی خویش می پردازند و رمز موفقیت خود را بر پایه اصولی قرار می دهند که با"مشتری شناسی" اغاز، با "مشتری گرایی" سامان و با "حفظ رضایت و اعتماد مشتری" تداوم می یابد.
تعریف مشتری و انواع آن
در فرهنگ و ادب پارسی مفهوم "مشتری" مترادف با "خریدار" است و در مباحث مربوط به بازاریابی و فروش، مشتری به مخاطبانی گفته می شود که توانایی و استعداد خرید کالا و یا خدمتی را داشته باشند. در این تعریف" توانایی" یعنی امکان پرداخت وجه و "استعداد" به مفهوم درک و شناخت مزیتهای کالا و خدمتی که موجب تامین بخشی از نیازهای مخاطب می شود، به کار گرفته شده است. بنابراین، تبدیل یک مخاطب به مشتری هنگامی محقق خواهد شد که عناصر توانایی و استعداد به صورت توأم در وی بروز کند تا عمل "خرید" انجام پذیرد. برخورداری از توانایی بدون داشتن استعداد شناسایی کالای مورد نظر و یا بالعکس داشتن استعداد خرید ولی فاقد توانایی پرداخت، امکان شکل گیری فرآیند خرید را میسر نمی سازد.
انواع مشتری:
تقسیم بندی مشتری به لحاظ نحوه حضور وی در فرآیند خرید به شکل های زیر انجام می شود:
1-مشتری حقیقی: به افرادی با ماهیت فردی و حقیقی خود در فرآیند خرید شرکت می کنند مشتری حقیقی گفته می شود، مانند بسیاری از خریدهای روزانه که افراد حقیقی انجام می دهند.
2-مشتری حقوقی: به شرکتها، سازمان ها، نهادها و بنگاههای اقتصادی که در چارچوب شخصیت های حقوقی در فرآیند خرید شرکت می کنند، مشتری حقوقی گفته می شود، مانند خریدهایی که وزارت خانه ها، موسسات و شرکت ها انجام می دهند.
3-مشتری سازمانی: مشتری از دیدگاه سازمان تولید کننده کالا یا عرضه کننده خدمات نیز به دو قسمت درون و برون سازمانی تقسیم بندی شده است. بدین ترتیب که در زنجیره های تولیدی و خدماتی، مشتریان کسانی هستند که نتیجه کار، معطوف به ایشان است. مثلاً در خط تولید خودرو، واحد مونتاژ کننده، مشتری سازنده قطعه است. این گونه مشتریان را مشتری درون سازمانی می گویند . در همین سازمان، مصرف کننده خودرو، مشتری برون سازمانی است.
4-مشتری جغرافیایی: تقسیم بندی دیگری که برای مشتری مطرح شده است، مربوط به محدوده جغرافیایی است، بدین ترتیب که مشتری موجود در یک جغرافیایی است، بدین ترتیب که مشتری موجود در یک محدوده جغرافیایی (محله، منطقه، شهر، کشور) مشتری داخلی و خارج از محدوده جغرافیایی موردنظر مورد نظر، "مشتری خارجی" نام دارد.
نیاز مشتری
به لحاظ مفهومی و در نظر عامه، نیاز، مترادف با حاجت، درخواست، استدعا، التماس، مقصود، آرزو، میل، خواهش، محبوب، فقر، تنگدستی، اظهار خضوع، خشوع، تضرع و... کاربرد یافته است از مجموع این مفاهیم می توان نیاز را هر نوع کمبودی دانست که برای انسان به وجود می آید.
ما برای تعریف نیاز مشتری، به شکل زیر از آن استفاده می کنیم:
"نیاز مشتری عبارت است از هر نوع احساس کمبودی که برای مشتری به وجود می آید و او تلاش می کند تا با بهره گیری از استعداد و توانایی خود نسبت به رفع آن اقدام نماید."
انواع نیازهای مشتری
با توجه به مفهوم گسترده ای که در تعریف نیاز مشتری وجود دارد، امکان تقسیم بندی جامع و کاملی از نیازهای مشتری دشوار است.لیکن از ان جایی که نیاز مبنای رفتار مشتری در فرایند خرید است، طبقه بندی زیر را که بیشتر به لحاظ مفهومی در جامعه متداول گردیده است ، در اختیار خوانندگان قرار می دهیم. این طبقه بندی میتواند زمینه های مساعدی را در شناخت رفتارهای مبنایی مشتری نشان دهد و در تامین بخشهایی از نیاز وی موثر باشد.
1.نیازهای حیاتی (بیولوژیک): نیازهایی را که با تداوم زندگی و حیات مشتری ارتباط تنگاتنگ دارد ، نیازهای حیاتی میگویند ،مانند هوا ،اب غذا،دارو و...
2.نیازهای اساسی: به نیازهایی گفته میشود که از نظر مشتری نقش اساسی و تعین کننده ای دارد.مانند پوشاک و مسکن برای افراد حقیقی و اب ، برق ، راه و ارتباطات از نظر دولت.
3.نیازهای عادی: به نیازهایی گفته میشود که که مشتری درتوانایی و استعداد خود برای تامین انها از روند عادی و یکنواخت بهره میگیرد .مانند ایاب و ذهاب و...
4.نیازهای فردی : نیازهایی که مشتری در تامین انها به توانایی و استعداد خود متکی است ،مانند فکر کردن ،خوابیدن ، کار کردن و یا استراحت و مطالعه و ...
5.نیازهای اجتماعی: به نیازهایی که مشتری از طریق جمع و یاافراد دیگر نسبت به تامین ان اقدام می نماید ،نیازهای اجتماعی گفته میشود ،مانند اموزش ،درمان و...
6.نیازهای مادی :نیازهای ملموسی را که مشتری به ان توجه دارد،نیازهای مادی میگویند ، مانند غذا ،پوشاک،خودرو و ...
7.نیازهای معنوی(غیر عادی): در برابر نیازهای مادی، نیازهایی نیز وجود دارند که به چشم دیده نمی شوند ، مانند آرامش، عبادت، تفریح، عدالت خواهی، امنیت و ... که به آنها نیازهای معنوی اطلاق می شود.
نکته مهم:
به طوری که ملاحظه می شود، اولا نیازهای مشتری نامحدود است. ثانیا امکان تقسیم بندی نیازهای دیگر وجود دارند و طبقه بندی های فوق صرفا به منظور آشنایی با چگونگی دسته بندی نیازها در جامعه بیان شده است. از سوی دیگر باید به این نکته مهم نیز توجه داشت که ممکن است، نیازی برای مشتری خاص جزو نیازهای اساسی به شمار رود، در حالی که آن نیاز برای مشتری دیگر، نیازی عادی محسوب گردد.
بنابراین: " در ارزیابی نیاز مشتری، لازم است رفتار وی با توجه به توانایی ها و استعدادهای او، مبنای شناسایی و مطالعه قرار گیرد."
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 1:42  توسط علی محمدی  | 

رمزهاي پيدا كردن مشتري

امروزه نقش مشتريان از حالت پيروي از توليدكننده به هدايت سرمايه گذاران، توليدكنندگان و حتي محققان و

نوآوران مبدل گشته است. به اين ترتيب بسياري از مفاهيم و تئوري ها بر محور "مشتري" نگارش شده اند. سمت و

سوي كليه فعاليت هاي بنگاه اقتصادي براي تأمين نيازهاي مشتري و كسب رضايت و اعتماد اوست. در بازار گسترده

امروز موفقيت يا عدم موفقيت يك بنگاه اقتصادي به رفتار مشتري بستگي دارد. اوست كه با مطالعه و بررسي نيازهاي

خود و بازارگسترده و كالاهاي متنوعي كه دراختياردارد و باتوجه به امكانات و استعداد خود به ارزش گذاري مواردي

همچون قيمت، مرغوبيت، كيفيت و... مي پردازد و درنهايت انتخاب مي كند. اين مقاله به موضوع مشتري و اهميت آن

مي پردازد. تعريف مشتري، نياز مشتري، فرهنگ مشتري مداري و مراحل ايجاد و گسترش فرهنگ مشتري مداري از

جمله مباحث اين مقاله هستند

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 1:38  توسط علی محمدی  | 

 

:: ارتباط مناسب و دائم با مشتریان بر خط(online)
 

http://mkavir.com

اکنون زمان بسیار خوبی جهت استفاده از بازاریابی الکترونیکی است. روش های قدیمی بازاریابی درحال تغییر و تحول است چرا که تعداد کاربران و در نتیجه مشتریان بر خط و همچنين خدمات و محصولات مرتبط با آنها، هر روز در حال گسترش است.بهترین روش ها جهت رسیدن به این مشتریان بالقوه بر خط چیست؟

1- بازاریابی پست الکترونیک. هرروز بیش از 900 میلیون نفر از پست الکترونیک جهت ارسال و دریافت پیام استفاده می کنند. هنوز موثرترین روش رسیدن به تعداد انبوه مشتریان بالقوه و تقویت ارتباط با آنها، استفاده از پست الکترونیک است. طراحي و ارسال خبرنامه هاي الکترونيکي از مهم ترين و شايد حياتي ترين نيازهاي تجارت هاي برخط است و ابزار ها و روش هاي توليد و ارسال خبرنامه ها، بسيار قدرت مند شده اند.
2- وبلاگ نویسی. تا قبل از پدیده وبلاگ، مشتریان امکان و توفیق ارتباط نزدیک با ارائه کنندگان خدمات و محصولات را نداشته اند. وبلاگ نویسی، به ایجاد اعتماد،کمک زیادي می کند و به مشتریان اجازه می دهد با بالاترین رده های مدیریتی شرکت ها، ارتباط نزدیک برقرار کنند. وبلاگ نویسی به بازاریاب ها کمک می کند که داستان خود را در یک محیط باز و غیر رسمی که برای مشتریان حالت شخصی دارد، بیان کنند و بتوانند برای ارائه کننده خدمات،کف بزنند یا شکایت کنند.
3- آر اس اس. سالها قبل می بایست وب سایت های متعددی را بازدید می کردیم تا بتوانیم اطلاعات مرتبط با خودمان را پیدا کنیم. امروزه، اطلاعات به روز و مرتبط، از طریق RSS به طور مرتب و روزانه از طرف اینترنت برای ما ارسال می شوند. مشتریان می توانند جهت دریافت اطلاعات مرتبط با خودشان، آبونه شوند و این اطلاعات را به محض به روز رسانی شدن، دریافت کنند و در زمان و نیروی خود صرفه جویی نمایند.RSS به بازاریاب ها کمک می کند تا یک جریان دائمی از اطلاعات به روز را از طریق اینترنت به مشتریان خود برسانند.
4- Podcasting . هر چند که توقع می رود تا سال 2010 این روش بازاریابی به استفاده انبوه برسد ولی امسال نیز رشد حوبی داشته است. ما دوست داریم به دیگران گوش دهیم و بشنویم. تا قبل از این، اینترنت مجموعه عظیمی از متن بود که از بس به آنها نگاه می کردیم، خسته می شدیم. امروز می توانیم به متخصصین صنعت در موضوعات خاص و به مصاحبه های آنها با میهمانانشان و دریافت ترفندهای مفید، گوش دهیم. پادکست به ما کمک می کند تا محتوای اینترنت را در خانه، محل کار و یا حتی در حال مسافرت در قطار، هواپیما، و یا حتی کوهنوردی، استفاده کنیم.
5- نظر سنجی های بر خط. این خدمات به شما امکان دریافت بازخور از بازدیدکنندگان را به سادگی و سرعت زیاد می دهد و برای تجارت های کوچکی که بودجه برای تحقیقات بازار ندارند مناسب است. نظر سنجی های بر خط می توانند باز خور از مشتری و کارمندان را فراهم سازند. امروزه، ایجاد چنین نظر سنجی های بر خط به سهولت وجود دارد و شما می توانید به راحتی آنها را اجرا و از نتیجه آنها استفاده کنید.
6- محتواي چندرسانه ای. امروزه دسترسی به اینترنت پر سرعت در اکثر مناطق فراهم شده است. این ارتباط های پر سرعت به ما اجازه می دهند تا از محتوای چندرسانه ای حجیم که دسترسی به آنها از طریق اینترنت تا 5 سال پیش غیر ممکن بود، استفاده کنیم. یکی از فراگیرترین این نوع محتوا، ویدئوی دیجیتالی است. هرکسی امروزه به راحتی می تواند تکه ای فیلم ویدئویی بسازد و آن را از طریق اینترنت به نمایش گذارد. و ما هم آن را دوست داریم که تماشا کنیم. اینگونه وب سایت هائی که اقدام به پخش محتوای ویدئویی می کنند، ترافیک بازدید کننده بسیار زیادی خواهند داشت.
7- سایت های اجتماعی. معمولا به عنوان پاتوق جوانان مورد استفاده قرار می گیرند، مانند سایتهای
www.myspace.com ، www.bebo.com ، www.facebook.com ، که معمولا از داشتن میلیون ها بازدیدکننده و عضو، بهره مند هستند. امروزه بازاریاب ها به ارزش اینگونه سایت ها پی برده اند و در محدوده های تخصصی تر نیز، اینگونه سایت ها در حال شکل گیری هستند. امروزه سایتهای اجتماعی برای مادران، کودکان، دانشجویان دانشگاه، حرفه ای ها و بسیاری از قشرهای اجتماعی دیگر وجود دارند. اینگونه سایت ها، محفل هایی جهت همفکری افرادی که تفکرات مشابه دارند ایجاد می کنند تا آنها این تفکرات، ایده ها، منابع، تجارب، تصاویر، ویدئو، موسیقی و هر چیز مشترک دیگر را با سایرین به اشتراک بگذارند.
8- دهان به دهان. امروزه بازاریابی دهان به دهان در حال رشد بسیار سریعی است. بازاریاب ها درک کرده اند که قدرت 10 مشتری که در پاتوق های خود از خدمات آنها تعریف مثبت کنند، بسیار زیاد است و بسیار قیمتی است. حتی استفاده از وبلاگ جهت اعلام در سطح وسیع تر نیز بسیار موثرتر خواهد بود. بسیاری از تجارت ها در حال کم کردن بودجه تبلیغات سنتی خود و اختصاص آن به جلب بیشتر مشتریان فعلی خود هستند به این امید که آنها از طریق دهان به دهان، خدمات آنها را تبلیغ کنند و حتی امکاناتی نیز برای اینگونه مشتریان که راحت تر این کار را انجام دهند، فراهم می کنند.
9- موتورهای جستجو. پس از Email، جستجو پر کاربردترین ابزار مورد استفاده در اینترنت است. به همین دلیل، موردتوجه بسیاری از بازاریاب ها و بنگاه های تبلیغاتی است. وب سایت و تجارت بر خط شما زمانی موثر خواهد بود که مشتری ها بتوانند آن را از میان میلیون ها وب سایت و تجارت مشابه، در جهان دیجیتالی، پیدا کنند. اکثر مردم جهت رسیدن به آنچه در اینترنت نیاز دارند، از موتورهای جستجو استفاده می کنند. بهینه سازی و تنظیم وب سایت شما به گونه ای که کسانی که کلمات مرتبط با تجارت شما را جستجو می کنند، بتوانند وب سایت شما را پیدا کنند، برای تجارت بر خط شما، حیاتی است.یک طرح بازاریابی موفق، آمیزه ای از انواع روشهای فوق را به کار خواهد بست. اینطور نیست که بگوئیم، این یکی یا آن یکی روش بهتر است. بازاریاب حرفه ای برای خود استراتژی مشخصی جهت تولید محتوی به شکل های مختلف و توزیع آن از طریق کانالهای مختلف اطلاع رسانی جهت رساندن اطلاعات به طیف گسترده ای از مخاطبان، تدوین می کند.

+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 1:31  توسط علی محمدی  | 

«مديريت» يا «رهبري»، کدام يک براى موفقيت يک سازمان مورد نياز است؟ چاپ ارسال به دوست

يک سازمان براى آنکه به اهداف عالى خود دست يابد بايد به دو مقوله «رهبري» و «مديريت» توجه داشت باشد. چرا که در جهان صنعتى امروز صرفاً برخوردار بودن از مهارتهاى مديريتى براى موفقيت يک مدير کافى نيست، بلکه مديران بايد شناختى اساسى از تفاوت ميان «مديريت» و «رهبري» داشته باشند و بدانند چگونه اين دو فعاليت براى تحقق موفقيت سازمان بايد با هم ترکيب شوند.

منبع : خانه كارآفرينان ايران

در يک سازمان با وجود تفاوت عمده بين «رهبري» و «مديريت»، ارتباط تنگاتنگى بين آن دو وجود دارد؛ يک رهبر مى تواند مدير باشد و يک مدير نيز مى تواند «رهبري» کند. عکس اين قضيه نيز صادق است؛ يعنى يک فرد مى تواند داراى هنر «رهبري» باشد بدون اينکه قادر باشد هدفهاى سازمانى را تحقق بخشد (مدير نباشد) و يا اينکه يک فرد ممکن است مدير منظمى باشد ولى کارکنان از روى ترس و اجبار وظايف خودشان را انجام دهند (رهبر نباشد.)

در اين نوشتار سعى داريم به اين سئوال پاسخ دهيم که براى موفقيت يک سازمان به کدام يک از دو مقوله «مديريت» يا «رهبري» نياز داريم؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم فروردین 1388ساعت 1:27  توسط علی محمدی  |